توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:59 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263163
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پرسش :
غار اصحاب کهف در کدام سرزمین قرار دارد؟
پاسخ :
درباره مکان غاری که اصحاب کهف در آنجا پناهنده شدند و از نظرها غایب گشتند، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است[1] که چند نمونه بیان میشود:
1. غار إفِسوس[2] (به کسر همزه و فاء): افسوس، شهر مخروبهاى در ترکیه است که در 73 کیلومترى شهر بزرگ ازمیر قرار دارد، و این غار در حدود یک کیلومترى شهر افسوس نزدیک روستایی به نام «ایاصولوک» و در دامنه کوهى به نام «ینایرداغ» قرار گرفته است.[3]
2. غار «رجیب»:[4] این غار در هشت کیلومترى شهر أمان پایتخت اردن هاشمى نزدیک دهى به نام رجیب قرار دارد. غارى است در سینه جنوبى کوهى پوشیده از صخره، و اطراف آن از دو طرف مشرق و مغرب باز است که آفتاب به داخل آن میتابد، و غار در طرف جنوب قرار دارد. در این غار چند قبر هست به شکل قبور باستانى روم و گویا عدد آنها هشت و یا هفت است. بر دیوار این غار نقشهها و خطوطى به خط یونانى قدیم و به خط ثمودیان دیده میشود که چون محو شده خوب خوانده نمیشود. البته بر دیوار، عکس سگى هم که با رنگ قرمز و زینتهاى دیگرى آراسته شده، دیده میشود.[5]
3. غاری در کوه قاسیون:[6] این کوه در نزدیکیهاى شهر صالحیه دمشق است که اصحاب کهف را به آنجا نیز نسبت مىدهند.
4. غارى در بتراء: یکى از شهرهاى فلسطین که اصحاب کهف را به آنجا نیز نسبت میدهند.[7]
علامه طباطبایی(ره) پس از نقل این دیدگاهها میگوید: «هیچ شاهدى که دلالت کند بر اینکه یکى از این غارها همان غارى باشد که در قرآن کریم یاد شده در دست نیست، بهعلاوه، منابع تاریخى برخی از نظرات را تکذیب میکند؛ چون به هر حال، قصه اصحاب کهف، قصهاى است رومى و در تحت سلطه و سیطره رومیان اتفاق افتاده است، ...».[8]
پی نوشت:
[1]. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 295 – 299، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[2]. سمرقندی، نصربن محمد بن احمد، بحرالعلوم، تحقیق و تعلیق: العمروی، محب الدین ابو سعید عمر بن غرامة، ج 2، ص 336، دار الفکر، بیروت، 1416ق؛ طنطاوی، سید محمد، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج 8، ص 502 – 503، بینا، بیجا، بیتا؛ مکارم، شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص 400، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[3]. تفسیر نمونه، ج 12، ص 400.
[4]. قرشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، ج 6، ص 204، بنیاد بعثت، تهران، چاپ سوم، 1377ش؛ تفسیر نمونه، ج 12، ص 401.
[5]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 297.
[6]. به نقل از: همان، ص 299.
[7]. همان.
[8]. همان.
منبع:
islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پرسش :
آیا ملامت کردن در امر تبلیغ مفید است؟
پاسخ :
پیامبران که از جانب خدای متعال مأمور به تبلیغ مردم بودهاند؛ برای انجام این رسالت از دو شیوه استفاده میکردند؛ بشارت و انذار، یعنی همان مژده و ترس. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛[1] ما پیامبران را جز براى مژده دادن یا بیم کردن نمىفرستیم. پس هر کس که ایمان آورد و کار شایسته کند، بیمناک و محزون نمىشود.
با توجه به این نکته و طبق آموزههای قرآن کریم و سیره عملی پیامبران و امامان(ع)، دعوت مردم به دین و اخلاق، تنها از طریق تعریف و تشویق کارساز نبوده، اگرچه ابزار تشویق بسیار مفید فایده است، اما بسیار اتفاق افتاد که پیامبران و ائمه(ع) از طریق ملامت و سرزنش مردم را نسبت به عملکرد ناصوابشان تذکر داده و تحقیر و ملامت میکردند؛ جهلشان را به رخ آنان میکشیدند؛ گذشته مملو از سیاهی و تباهیشان را به آنان گوشزد مینمودند؛ تقلید کورکورانه آنان را از آیین سراسر جهل و خرافه نیاکانشان به آنان یادآوری مینمودند، تا شاید از این طریق به خود آیند و پذیرای حق گردند.
نمونههایی از این نوع ملامت در قرآن و روایات وجود دارد که ما در این مقال تنها به ذکر یک آیه و روایت اکتفا میکنیم:
«چون به ایشان گفته شود که از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید، گویند: نه، ما به همان راهى مىرویم که پدرانمان مىرفتند. حتى اگر پدرانشان بیخرد و گمراه بودهاند».[2]
«نامردان مرد نما، ... اى کاش شما را ندیده بودم و نمىشناختم. به خدا قسم حاصل شناختن شما پشیمانى و غم و غصه است. خدا شما را بکشد که دلم را پر از خون کردید، و سینهام را مالامال خشم نمودید، و پى در پى جرعه اندوه به کامم ریختید، و تدبیرم را به نافرمانى و ترک یارى تباه کردید».[3]
پی نوشتها:
[1]. انعام، 48.
[2]. بقره، 170، «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ».
[3]. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 70.« یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ... لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّى لَقَدْ قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی».
islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پرسش :
آیا ارتباط جنسی جنها برای زاد و ولد مثل انسانها است؟
پاسخ :
پاسخ اجمالی
از آیات متعدد قرآن کریم، استفاده میشود که، جنّیان چون انسانها با یکدیگر سخن میگویند و یکدیگر را به نیکوکارى دعوت کرده و از عذاب خدا میترسانند. همچنین همانند انسانها تکلیف، زندگی، مرگ و عقاب و ثواب دارند. اما اینکه تکثیر و زاد و ولد جنّیان چگونه است آیات و روایات صریح در این زمینه نداریم، ولی با استفاده از برخی از آیات قرآن میتوان استفاده کرد که آنان دارای نر و ماده هستند و همانند انسانها مقاربت و نزدیکی جنسی دارند.
پاسخ تفصیلی
از آیات متعدد قرآن کریم،[1] استفاده میشود که، جنّیان چون انسانها با یکدیگر سخن میگویند و یکدیگر را به نیکوکارى دعوت کرده و از عذاب خدا میترسانند. همچنین همانند انسانها زندگی و مرگ دارند،[2] دارای تکلیف و حسابرسی، عقاب و ثواب هستند.[3] دارای ادیان مختلف بوده و به نبوّت رسول خدا(ص) ایمان آوردهاند.[4]
اما اینکه تکثیر و زاد و ولد جنّیان چگونه است، آیات و روایات صریح در این زمینه نداریم، ولی با استفاده از برخی از آیات قرآن میتوان استنباط کرد که آنان دارای نر و ماده هستند و همانند انسانها مقاربت و نزدیکی جنسی دارند. در اینجا به آیاتی اشاره میشود:
الف. «سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ»؛[5] منزّه است آن خدایى که همه جفتها را بیافرید، چه از آنچه زمین میرویاند و چه از نفسهایشان و چه آن چیزهایى که نمیشناسند. استناد کرد؛ طبق این آیه شریفه، نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمیشناسیم.
جمله «وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ» جنّ را نیز شامل میشود که نر و ماده دارند ولى ما چگونگی آنرا نمیدانیم. [6] البته این در صورتى است که مراد از «الازواج» در آیه اصناف نباشد.
ب. «وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛[7] و از هر چیز جفتى بیافریدهایم، باشد که عبرت گیرید. این آیه صراحت دارد در اینکه نر و مادگى در بیشتر مخلوقات هستی جریان دارد و جمله «کُلِّ شَیْءٍ» به طور حتم جنیّان را نیز در بر میگیرد.[8]
ج. «وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِ»؛[9] و نیز مردانى بودند از آدمیان که به مردانى از جنّ پناه میبردند. از این آیه استفاده میشود که بین جنّیان نیز زن و مرد وجود دارد.[10]
تا اینجا با استناد به آیات یاد شده به دست آمد که جنیان نیز مانند انسانها دارای جنس نر و ماده هستند، اما در چگونگی مقاربت و نزدیکی آنان و تکثیرشان میتوان به آیاتی که در وصف حوریان بهشتى هست تمسّک نمود و آن اینکه خداوند سبحان در وصف حوریان بهشتی میفرماید: «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ»؛[11] حوریان بهشتى را قبل از شوهرانشان نه آدمى دست زده و نه جنّ. مفسّران از این آیه نکات زیر را استفاده نمودهاند:
1. برای جنیان نیز ثواب و پاداش هست.[12]
2. همانگونه که خداوند به نیکوکاران و مؤمنان از انسان، حوریان انسی بهشتی هدیه میکند که قبل از آنان هیچ انسانی با این حوریان نزدیکی نداشته به نیکوکاران و مؤمنان از جنّ نیز حوریان جنّی را هدیه میکند که قبل از آنان هیچ جنّی با این حوریان نزدیکی نکرده است.[13]
3. «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ» در آیه، به معنای «لم یفتضهن» است و افتضاض؛ یعنی آمیزش به گونهای که پرده بکارت پاره شود و از آن خون بکارت جاری شود. [14] از آنجایی که قرآن میفرماید: «قبل از شوهرانشان هیچ انسان و جن با آنان نزدیکی نکرده»، معنایش این است که جنّ نیز همانند انسان زنان را لمس و با آنان همانند آدمی نزدیکی و آمیزش میکند. بنابراین، میتوان از این آیه استفاده کرد که تکثیر و زاد و ولد جنّ، همانند تکثیر و زاد و ولد انسان ها بهوسیله مقاربت و نزدیکی نر و ماده صورت میگیرد.[15]
پی نوشت:
[1]. جن، آیات 1 - 15؛ رحمن، آیات 31 - 63؛ احقاف 29 - 31.
[2]. «کلُُّ مَنْ عَلَیهْا فَان»؛ هر چه بر روى زمین است دستخوش فناست. رحمن، 26.
[3]. «سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلَان»؛ اى جنیان و آدمیان! به حساب شما خواهیم رسید. رحمن، 31.
[4]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 65 - 66، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش.
[5]. یس، 36.
[6]. قاموس قرآن، ص 67.
[7]. ذاریات، 49.
[8]. قاموس قرآن، ص 67؛ ر.ک: نمایه
[9]. جن، 6.
[10]. قاموس قرآن، ص 67.
[11]. رحمن، 56 و 74.
[12]. «الآیة دلالة على أن للجن ثواباً فالإنسیات للانس و الجنیات للجن»؛ شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: قصیرعاملی، احمد، ج 9، ص 482، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
[13]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی، محمد جواد، ج 9، ص 315، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش؛ شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق: حسینی ارموی (محدث)، میر جلال الدین، ج 4، ص 345، دفتر نشر داد، تهران، چاپ اول، 1373ش.
[14]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 315.
[15]. قاموس قرآن، ص 65.
منبع:
islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پرسش :
معنای «فاطر السموات و الارض» چیست؟ و تفسیر ابن عباس از کلمهی فاطر چه بوده است؟
پاسخ :
شرح پرسش:
معنای واژه فاطر در آیه 1 سوره فاطر با توجه به معناشناسی ابن عباس که برای تفسیر آن، داستان دیدن دو اعرابی را میگوید و به این نتیجه میرسد که فاطر؛ یعنی کسی که اول چیزی را خلق کرده است، چیست؟
پاسخ:
قرآن کریم توصیفات بسیاری را در مورد خداوند ذکر کرده است. از جمله آنها آیه مورد بحث است: «الحْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»؛[1] سپاس خدایى را که آسمانها و زمین را بهوجود آورد.
اصل کلمه فاطر از «ف ط ر» در لغت به معنای شکاف طولى است؛ یعنى چیزى را از درازا بریدن،[2] با این معنا، میتوان دقت ظریفی را از تعبیر قرآن به دست آورد و آن اینکه آفرینش موجودات به مانند این بوده که نور هستی و وجود؛ ظلمت و عدم را شکافته و از درون آن به بیرون آمده است. این تعبیر در مورد آفرینش به کار مىرود، به ویژه با توجه به علوم روز که مىگوید مجموعه عالم هستى در آغاز توده واحدى بوده که تدریجاً شکافته شده و بخشهایى از آن جدا گردیده، اطلاق کلمه «فاطر» بر ذات پاک خداوند مفهوم تازهتر و روشنترى به خود مىگیرد.[3]
در مورد معنای «فاطر السموات» نیز ارباب لغت آوردهاند: « فاطر السموات؛ یعنی خالق و ایجاد کننده آسمان».[4]
از ابن عباس نیز نقلی وجود دارد که همین معنا را تأیید میکند. وی میگوید: «معناى فاطر را ندانستم، تا روزى دو عرب بادیهنشین نزد من آمدند و در چاهى اختلاف داشتند، یکى از آنها گفت «انا افطر بها أی ابتدأت حفرها»،[5] این گفتار عرب بادیهنشین، سبب شد وجه استفاده از این لفظ برای ابن عباس آشکار شود.
پی نوشت:
[1]. فاطر، 1.
[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ج 1، ص 640، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 18، ص 165، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[4]. «فاطر السموات أی خالقها و مبتدعها و مخترعها»؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی، سید احمد، ج 3، ص 438، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375ش.
[5]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 81، ص 369، مؤسسة الطبع و النشر، بیروت، چاپ اول، 1410ق.
منبع:
islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پرسش :
شأن نزول و محتوای سوره طور چیست؟
پاسخ :
1. اکثر آیات قرآن بدون آنکه به حادثهی خاصی مربوط باشند، نازل شدهاند؛ یعنی شأن نزول خاصّی ندارند، ولی پارهای دیگر از آیات و سورهها دارای سبب نزول یا شأن نزول هستند؛ از اینرو، آیات و سورههای قرآن کریم بر دو قسماند.
الف. دستهای از آنها بدون اینکه رویدادی رخ داده و پرسشی مطرح شده باشد، نازل شدهاند؛ مانند برخی از آیات و سورههایی که مردم را به اندیشه توحیدی، اعتقاد به مبداء، معاد، نبوّت، اصول عالی اخلاقی و رفتار پسندیده انسانی دعوت میکنند، یا از تفاصیل و جزئیات عالم پس از مرگ، برزخ، قیامت و احوال نیکان و بدان گزارش میدهند، و یا برخی از آیاتی که تاریخ و قصص پند آموز امتهای گذشته و فرجام کار هر گروه را نام میبرد.[1] این دسته از آیات و سورهها شأن نزولی ندارند.
ب. دستهی دیگر از آیات، در پی حادثه و یا واقعهای که رخ داده و یا پرسشی که مطرح شده نازل شدهاند.
در اصطلاح مفسران و دانشمندان علوم قرآنی، به آن رویداد یا پرسشی که به اقتضای آن، یک یا چند آیه و یا یک سوره از قرآن کریم نازل شده است، سبب و شأن نزول میگویند،[2] و این آیات و سورهها دارای شأن نزول هستند.
2. گفتنی است که سوره طور در ردیف دستهی اوّل از سورهها است؛ یعنی محتواى سوره طور و بحثهاى آن به طور کلی روى مسئلهی معاد و سرنوشت نیکان و پاکان از یک سو، و بدان و مجرمان در روز قیامت، از سوى دیگر است؛ از اینرو شأن نزولی برای آن ذکر نشده است.
3. علت نامگذارى این سوره به «طور» به تناسب نخستین آیه آن؛ یعنی کوه طور است.
4. محتواى سوره طور در مجموع پیرامون این مطالب است.
الف. آیات نخستین سوره که با سوگندهاى پى در پى شروع مىشود، بحث از عذاب الهى و نشانههاى قیامت، آتش دوزخ و کیفر کافران مىکند.[3]
ب. بخش دیگرى از این سوره نعمتهاى بهشتى و مواهب الهى را که در قیامت در انتظار پرهیزکاران است، به صورت مشروح برمىشمرد، و یکى را پس از دیگرى مورد توجه قرار مىدهد که در حقیقت به بیشتر نعمتهاى بهشتى در این بخش از سوره اشاره شده است.[4]
ج. در بخش دیگرى از این سوره، از نبوت پیامبر اسلام(ص) سخن مىگوید، و اتهاماتى را که دشمنان براى او ذکر مىکردند بیان میکند، و به طور فشرده به آن پاسخ مىدهد.[5]
د. در بخش چهارم به مسئله توحید پرداخته و با استدلالى روشن این مسئله را تبیین کرده است.[6]
هـ. در بخش دیگر سوره، باز به مسئله معاد و پارهاى از مشخصات روز قیامت میپردازد.[7]
ی. سرانجام در آخرین بخش سوره که دو آیه بیشتر نیست با دستوراتى به پیامبر گرامى اسلام(ص) در زمینهی صبر و استقامت، تسبیح و حمد پروردگار و وعده حمایت او از سوى خداوند، بحثهاىش به پایان مىرسد.[8]
پی نوشت:
[1]. سعیدی روشن، محمد باقر، اسباب یا زمینههای نزول آیات قرآن، ص 18، انتشارات یمین، 1376ش.
[2]. رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص 119، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.
[3]. آیه 1 تا 16.
[4]. آیه 17 تا 28.
[5]. آیه 29 تا 34.
[6]. آیه 35 تا 43.
[7]. آیه 44 تا 47.
[8]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 22، ص 407- 408، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374ش.
منبع:
islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 ساعت: 4:56 PM
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
12345678910>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


